آوا آوا ، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره

آوا خانم نازنازی

باز هم دلتنگی

1390/3/12 11:41
نویسنده : مامانی
308 بازدید
اشتراک گذاری

صبح که داشتم می اومدم سر کار بیدار شدی و شروع به گریه کردی. مادر جون اومد و تو رو گذاشت روی پاش که من فرار کنم. یه لحظه چشماتو باز کردی و منو دیدی . چنان با التماس ماما ماما می کردی که دلم ریش یش شد.

niniweblog.com

 

دوباره اومدم بغلت کردم و بهت شیر دادم . دیگه نمی خوابیدی. بغلت کردم. نشوندمت وسط اسباب بازیهات ولی مثل بچه گربه ای که دنبال مامانش راه میافته و میو میو میکنه دنبالم راه افتاده بودی و ماما ماما می کردی. مادر جونت با هزار بدبختی سرتو گرم کرد تا من در برم. دلم برات تنگ شده. ترجیح میدم روزایی که می خوام بیام سر کار خواب باشی تا نه تو اذیت بشی نه من.niniweblog.com

 هیچ وقت دوست نداشتم خانه دار بشم اما از وقتی که تو به دنیا اومدی همش میگم کاش نمرفتم سر کار. بعید نیست شاید بزنه به سرم و یه دفعه چند ماه دیگه نرم. نمی دونم ...

هیچ چی نمی دونم. فقط می دونم که خیلی دوستت دارم و نمی خام ناراحتیتو ببینم.

 

niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

نسترن
11 خرداد 90 13:10
می دونم خانومی سخته با بچه کوچیک و کار کردن. اما به نظرم حیفه کارتو از دست نده. شب که برمی گردی خونه نبودنتو جبران کن واسه نی نی گلت.
مامان ماهان
11 خرداد 90 14:40
ای جانم ..........
بچه ها همینن گاهی اوقات باید پا روی بعضی از خواسته هامون بزاریم
موفق باشی عزیزم

مرصی دوستم:x